محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
360
قانونچه في الطب ( فارسى )
سيال بود كه خون و زرداب از آن سيلان كند آن را داميه گويند و خون يا به ادوار معينه يا غير معينه آيد و گاهى بسيار سائل گردد و به سبب انفتاح عروق كثير و اگر چيزى از آن سائل نشود آن را عميا خوانند و اصم نيز و ايضا هريك از انواع مذكوره يا خارج از مقعد بود و آن را ناقى و ظاهر گويند و علاج اين سهل بود و يا داخل مقعد باشد و اين را غائر نامند و اين ردىتر باشد بهر آنكه محسوس نشود و ادويه در آنجا به دشوارى رسانيده شود و چنان كه بايد بر آن قرار نگيرد و تاثير نكند و خصوصا آنكه به سوى پيش قريب ناحيه قضيب بود كه اين گاهى حبس بول به سبب ورم و مزاحمت مجراى بول كند و آنچه به سوى راست يا چپ يا به سوى پس باشد در ردائت كمتر از آن بود و در بعضى اين باسورها سه يا چهار يا شش عدد بود و در طول روده مستقيم قريب از گرده تا لب مقعده پديد آيد و اين نيز از همه ردى بود . اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 362 . طريق تشخيص : اين مرض اكثر ارباب بواسير را رنگ مخصوص ايشان باشد و آن زردى مائل به سبزى است و درد و ثقل و خارش مقعد از علامات بواسير است و انطاكى سفيدى لب زيرين و تقشف آن و خفقان و سياهى زبان و سوء هضم و گرانى بسيار و كوفت اعضا بعد از خواب و تغيير رنگ موى از علامات اين مرض نوشتهاند . بهق ابيض و آن سفيدى رقيق غير غائر است كه بر ظاهر جلد حادث شود و در اكثر مستدير بود و بر چهره افتد و باشد كه تا به سينه رسد و آن را وضح نيز گويند و به هندى چهيپ نامند سببش سبب محدث برص است چون ضعيف باشد اما ماده اين رقيق و قوت دافعه قوى و ماده برص غليظ و قوت دافعه ضعيف بود و به قول شيخ سبب او بلغم خام باشد و به قول طبرى ماده او رطوبت محترقه است شبيه به غبار ميان سفيد و سياه و ايضا طبرى به مقام ديگر نوشته كه اين مرض از رطوبت فاسد بود كه به غذا صرف نشود و طبيعت آن را دفع كند پس اگر رقيق و گرم گردد و به طرف سطح بدن مندفع شود از آن بهق افتد و اگر غليظ شود و بر آن لزوجت غلبه كند و طرف لحم و عظم اخذ كند از آن برص پيدا شود و اين مرض عام بود و گاهى بقعه از بدن مثل سينه و گردن و دست و پيشانى و چهره بدان مخصوص باشد پس مدام از آن بقعه پوست باريك جدا شود تا آنكه ماده او فانى شود و زائل گردد و گويند كه اين مرض به سرعت زائل مىشود به سبب اسهال مفرط و اگرچه آن اسهال از هيضه باشد و ايضا به اطليه جاليه زايل گردد و فرق ميان اين و برص در بحث برص مذكور شد و ايضا بهق دائم متقشر بود و رنگ او رنگ بشره را تغيير اندك دهد به سوى غبرت نه به سوى بياض تام و برص شديد البياض بود و البته متقشر نشود و تغيير مفرط از رنگ بشره دهد و بهق مزمن اسلم از برص است و در ابتداى بلوغ مردان و زنان را مىافتد . اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 487 .